تحلیل هفتگی بازار آهن (۱۲ تا ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵) چه میگوید؟ بازار آهن ایران در هفته دوم اردیبهشت ماه ۱۴۰۵، صحنه تضاد عجیبی بود. از یک سو، قیمتهای برخی محصولات مانند تیرآهن، ورق سیاه و پروفیل رشد قابل توجهی را تجربه کردند؛ از سوی دیگر، عمق معاملات کاهش یافت و خریداران با احتیاط بیسابقهای وارد شدند. آیا این رشد قیمت نشانه جان گرفتن تقاضاست یا تنها بازتابی از ترس از آینده، بحران نقدینگی و ساختار شکننده تولید فولاد در ایران؟
در این گزارش از کارآهن، ضمن مرور نوسانات هفتگی میلگرد، تیرآهن، ورق و پروفیل، لایههای پنهان این بازار را بررسی میکنیم. برای اطلاع از قیمت روز آهن میتوانید به سایت کارآهن مراجعه کنید یا با کارشناسان مجموعه به شماره ۶۷۱۴۵-۰۲۱ تماس بگیرید.
زمان خواندن: ۹ دقیقه
تحلیل هفتگی بازار آهن (۱۲ تا ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵)
در بازه زمانی ۱۲ تا ۱۶ اردیبهشت، قیمتها در بیشتر مقاطع فولادی مسیر صعودی را طی کردند اما این صعود پایههای محکمی نداشت.
- میلگرد: قیمت میلگرد سایز ۱۰ کارخانه ظفر بناب از ۶۲,۲۰۰ تومان به نزدیک ۶۴,۳۰۰ تومان رسید. میلگرد سایز ۱۰ بافق یزد نیز تا حدود ۶۷,۴۰۰ تومان افزایش یافت. با این حال، معاملات محدود بودند و انبارها همچنان از خریدهای قبلی پر بودند.
- پروفیل: پروفیل ۴۰×۴۰ ضخامت ۲ میل کارخانه اصفهان با رشد حدود ۱۲,۸۰۰ تومانی به محدوده ۱۲۹ هزار تومان رسید. همین محصول در کارخانه تهران تا مرز ۱۳۰ هزار تومان پیش رفت. ولی تقاضای واقعی، به ویژه در بخش ساختمانهای کوچک، بسیار ضعیف بود.
- ورق سیاه: ورق سیاه ضخامت ۱۵ میلیمتر فولاد مبارکه تا ۱۱۲,۹۰۰ تومان و ورق آتیه تا ۱۰۲,۹۱۰ تومان رشد کرد. علت اصلی، فشار تقاضای صنایع خودروسازی، لوازم خانگی و برخی پروژههای عمرانی غیرقابل تعویق بود.
- تیرآهن: تیرآهن ۱۶ ذوبآهن اصفهان به ۱۸ میلیون و ۱۸۱ هزار تومان و تیرآهن ۱۶ ظفربناب از حدود ۱۲,۷۰۰,۰۰۰ به ۱۳,۶۳۸,۰۰۰ تومان در اواسط هفته رسید.

چرا میلگرد کم رونق بود اما ورق و پروفیل گران شد؟
رفتار قیمتی محصولات فولادی در این هفته نشاندهنده شکاف میان مقاطع طویل (میلگرد و تیرآهن) و مقاطع تخت (ورق و پروفیل) بود.
۱- مقاطع طویل (میلگرد و تیرآهن)
- تقاضای واقعی از سوی پروژههای ساختمانی خرد و متوسط بسیار ضعیف است.
- انبار مصرفکنندگان از قبل پر است و خرید جدید بیشتر به موارد فوری محدود میشود.
- رشد قیمت این محصولات عمدتاً ناشی از کاهش عرضه شمش و انتظارات تورمی بود، نه هجوم تقاضا.
۲- مقاطع تخت (ورق سیاه و پروفیل)
- صنایع خودروسازی، لوازم خانگی و سازههای فلزی بزرگ، نیازهای غیر قابل تعویقی به ورق دارند.
- این بخشها ناچارند حتی در شرایط ریسک بالا، مواد اولیه را تامین کنند.
- به همین دلیل، قیمت ورق و پروفیل جهش محسوستری داشت و تقاضای نسبتا پایدارتری پشت آن بود.
تحلیل هفتگی بازار آهن (۱۲ تا ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵) چه میگوید؟ این دوگانگی خود را در معاملات بورس کالا نیز نشان داد؛ عرضه شمش کاهش یافت (از ۸۰۰ هزار تن در اسفند به ۶۰۰ هزار تن در فروردین) اما تقاضا چنان ضعیف بود که همین کاهش عرضه فقط تا حدی از افت قیمت جلوگیری کرد.
تاثیر ریسکهای جنگی، انرژی و ساختار متمرکز فولاد بر بازار
بازار آهن در هفتهای که گذشت، زیر سایه سه ریسک بزرگ نفس میکشید:
۱- ریسک جنگ و امنیت زیرساختها
آسیبهای پیشین به فولاد مبارکه و فولاد خوزستان و خروج بخشی از ظرفیت از مدار، به فعالان یادآوری کرد که هر تکانه امنیتی میتواند بلافاصله عرضه را مختل کند. شایعه تعلیق نیرو در فولاد مبارکه (هرچند تکذیب شد) نشاندهنده حساسیت بالای بازار به وضعیت اشتغال و تولید در این شرکتهای کلیدی است.
۲- بحران انرژی (برق و گاز)
اگرچه تا اواخر اردیبهشت محدودیت جدی برق اعلام نشده اما طرح برق سبز و تجربه ناترازی سالهای گذشته، این باور را ایجاد کرده که محدودیت انرژی گریبانگیر صنعت فولاد خواهد شد. قبل از وقوع محدودیت واقعی، بازار بر اساس انتظار آن رفتار میکند؛ یعنی احتیاط در خرید و فشار بر حاشیه سود.
۳- ساختار متمرکز تولید
چند کارخانه بزرگ (نظیر فولاد مبارکه، فولاد خوزستان و ذوب آهن اصفهان) بیش از نیمی از تولید فولاد کشور را در اختیار دارند. هر اختلال در یکی از این واحدها به سرعت به کل زنجیره و قیمتها سرایت میکند. این تمرکز، بازار را در برابر شوکها به شدت آسیبپذیر کرده است.
واکنش بازار به تحولات دیپلماتیک؛ سفر عراقچی به چین و اظهارات ترامپ
تحلیل هفتگی بازار آهن (۱۲ تا ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵) چه میگوید؟ در میانه هفته، دو رویداد دیپلماتیک تاثیر محسوسی بر انتظارات بازار گذاشت:
- سفر سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به پکن و گفتگو با همتای چینی درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقهای.
- اظهارات رئیس جمهور آمریکا درباره «پیشرفت بزرگ در مسیر توافق با نمایندگان ایران» و تصمیم مشترک برای توقف موقت پروژه «آزادی» (عبور کشتیها از تنگه هرمز).
این اخبار، انتظارات را نسبت به دستیابی به توافق تقویت کرد و بلافاصله بازار ارز کمی آرام گرفت. از آنجا که نرخ ارز یکی از مهمترین متغیرهای تصمیمگیری در بازار آهن است، این آرامش نسبی ارزی تا حدودی از التهاب قیمت فلزات کاست. اما با توجه به ابهامهای فراوان، تاثیر آن کوتاهمدت بود و بازار همچنان محتاط ماند.
رکود تورمی در صنایع پاییندستی
وضعیت صنایع کوچک و متوسط مصرفکننده فولاد، نگرانکنندهترین بخش گزارش هفتگی است:
- افزایش نرخ بهره فروشهای اعتباری از ۲.۷۵ به ۳.۳ درصد در ماه (معادل حدود ۴۰ درصد سالانه) عملا نفس واحدهای کوچک را گرفته است. بسیاری از کارگاههای پروفیلسازی، سازندگان قطعات فلزی و فنس بافان دیگر توان خرید اعتباری ندارند.
- کمبود نقدینگی باعث شده حتی سفارشهای موجود نیز با تأخیر و با ظرفیت نیمهتعطیل انجام شوند.
- زمزمه تشدید سیاست انقباضی پولی و احتمال افزایش بیشتر نرخ بهره، تقاضا را بیش از پیش محدود میکند.
واحدهای پاییندستی بین نیاز به تامین مواد اولیه و ترس از خرید در سقف قیمت گرفتار شدهاند. موجودی آنها رو به کاهش است اما خرید جدید را به تعویق میاندازند. این رفتار خود عاملی برای کاهش سرعت گردش کالا و تشدید رکود شده است.

آیا فولاد ایران سهم جهانی خود را از دست میدهد؟
تحلیل هفتگی بازار آهن (۱۲ تا ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵) چه میگوید؟ بحران زنجیره فولاد ایران تنها محدود به مرزهای داخلی نیست. اختلال در تولید فولاد مبارکه و خوزستان، همراه با ممنوعیتهای مقطعی صادرات اسلب و ورق، باعث موارد زیر شده است:
- قیمتهای داخلی جهش کنند و قدرت رقابتی محصولات ایرانی در بازارهای صادراتی کاهش یابد.
- خریداران بینالمللی به سمت منابع جایگزین مانند ترکیه، عمان و امارات بروند که با قیمتهای بالاتر اما با ثبات بیشتر عرضه میکنند.
- ایران در دوراهی دشواری قرار گیرد؛ از یک سو کنترل بازار داخلی و جلوگیری از کمبود، از سوی دیگر حفظ سهم جهانی فولاد.
- تا زمانی که زیرساختهای آسیبدیده بازسازی نشود، تامین پایدار انرژی فراهم نگردد و سیاستهای ارزی شفافتر نشود، بازار آهن ایران در این مرز باریک میان تورم و رکود سرگردان خواهد ماند.
کلام آخر
تحلیل هفتگی بازار آهن (۱۲ تا ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵) نشان میدهد که بازار آهنآلات ایران بیش از آنکه تابع واقعیتهای امروز باشد، اسیر انتظارات از فردا است. رشد اسمی قیمتها در تیرآهن، ورق و پروفیل، حاصل چند عامل بود: کاهش عرضه شمش، انتظارات تورمی ناشی از نرخ ارز، و فشار تقاضای اجتنابناپذیر برخی صنایع بزرگ.
اما در مقابل، رکود عمیق در بخش ساختمان، بحران نقدینگی، نرخ بهره بازدارنده و احتیاط خریداران خرد، نشان میدهد که این رشد پایدار نخواهد بود مگر اینکه ریسکهای جنگی، انرژی و ساختاری برطرف شوند. بازار فولاد ایران روی مرز باریکی راه میرود؛ مرزی میان ترس و واقعیت.
سوالات متداول
چرا قیمت میلگرد در هفته دوم اردیبهشت رشد کرد اما فروش نرفت؟
رشد قیمت میلگرد عمدتا ناشی از کاهش عرضه شمش و افزایش انتظارات تورمی (ارز و انرژی) بود، نه افزایش واقعی تقاضای ساختمانی. پروژههای کوچک و متوسط رونق ندارند و انبارها پر است.
تاثیر سفر عراقچی به چین بر بازار آهن چه بود؟
این سفر و اظهارات ترامپ درباره پیشرفت در مذاکرات، انتظارات را نسبت به کاهش تنشهای ژئوپلیتیک افزایش داد و باعث شد نرخ ارز تا حدی آرام گیرد. از آنجا که قیمت آهن به ارز حساس است، این موضوع تا چند روز از التهاب بازار کاست اما اثر آن موقتی بود.
آیا افزایش نرخ بهره بر قیمت آهن اثر مستقیم دارد؟
اثر مستقیم ندارد اما غیرمستقیم بسیار مهم است. نرخ بهره بالا، هزینه خرید اعتباری را برای صنایع کوچک غیرقابل تحمل میکند. در نتیجه تقاضای موثر کاهش مییابد و بازار دچار رکود میشود؛ حتی اگر قیمت اسمی محصولات بالا برود.
چرا ورق سیاه و پروفیل بیشتر از میلگرد گران شدند؟
زیرا تقاضای صنایع خودروسازی، لوازم خانگی و برخی پروژههای عمرانی بزرگ برای ورق و پروفیل غیرقابل تعویق است. این صنایع ناچار به خرید حتی در شرایط قیمت بالا هستند؛ در حالی که بخش مسکن میتواند خرید خود را به تاخیر بیندازد.
آیا محدودیت برق در تابستان ۱۴۰۵ تولید فولاد را مختل میکند؟
هنوز ابلاغیه رسمی قطع یا سهمیهبندی صادر نشده، اما با توجه به تجربه سالهای گذشته و طرح برق سبز، انتظار قوی در بازار وجود دارد که محدودیت انرژی از اواخر بهار یا تابستان آغاز شود. همین انتظار باعث احتیاط در تولید و خرید شده است.
چه عواملی میتوانند بازار آهن را به سمت ثبات ببرند؟
بازسازی سریع زیرساختهای آسیبدیده فولاد، تأمین پایدار انرژی، شفافیت در سیاستهای ارزی، کاهش نرخ بهره تسهیلات اعتباری و حصول یک توافق دیپلماتیک که ریسکهای ژئوپلیتیک را کاهش دهد. تا آن زمان، بازار محکوم به نوسانهای هیجانی و رکود تورمی خواهد بود.